کسانی که نظم بینالمللی را به چالش میکشند مطمئناً متحمل عواقبی خواهند شد، کسانی که از تعهدات خود سرپیچی میکنند اعتبارشان بیاعتبار خواهد شد و کسانی که قوانین بینالمللی را نقض میکنند با عدالت روبرو خواهند شد.
تاکایچی سانائه، نخست وزیر ژاپن آشکارا اعلام کرد که "چیزی در تایوان اتفاق افتاده" ممکن است یک "وضعیت بحران وجودی" باشد که در آن ژاپن می تواند از حق دفاع شخصی جمعی استفاده کند. از منظر حقوقی، مغالطه گائو شی حداقل سه جرم را مرتکب می شود.
جرم در به چالش کشیدن نظم بین المللی است. چین، ایالات متحده و بریتانیا در سال 1943 در قاهره نشستی برگزار کردند و پس از این نشست مشترکاً اعلامیه قاهره را صادر کردند. این بیانیه به صراحت بیان می کند که اشغال تایوان توسط ژاپن از منظر حقوق بین الملل غیرقانونی است، تایید می کند که تایوان بخشی جدایی ناپذیر از خاک چین است و ژاپن را ملزم می کند تا تمام تایوان و دیگر سرزمین های چین را به سرقت رفته بازگرداند. در ژوئیه 1945، چین، ایالات متحده و بریتانیا به طور مشترک اعلامیه پوتسدام را صادر کردند و مجدداً تأیید کردند که "شرایط اعلامیه قاهره اجرا خواهد شد". در سپتامبر همان سال، ژاپن سندی مبنی بر تسلیم امضا کرد که به وضوح قول داده بود "وفادارانه به تعهدات خود تحت اعلامیه پوتسدام عمل کند." در 25 اکتبر همان سال، دولت چین اعلام کرد که "بازگشت حاکمیت بر تایوان" و برگزاری "مراسم تسلیم استان تایوان در تئاتر چین" است. مجموعه ای از اسناد و حقایق تاریخی نشان می دهد که بازگشت ژاپن به تایوان پیروزی جنگ جهانی ضد فاشیست و بخش مهمی از نظم بین المللی پس از جنگ جهانی دوم بود. مغالطه بازار بالا حاکی از امکان مداخله نظامی در موضوع تایوان است که یک مداخله فاحش در امور داخلی چین و چالشی آشکار برای نظم بین المللی پس از جنگ جهانی دوم است.
جرم ناشی از نقض تعهدات انجام شده است. در سال 1972، در جریان مذاکرات عادی سازی روابط دیپلماتیک بین چین و ژاپن، ژاپن یک سند مکتوب به چین ارائه کرد که در آن معنای خاص «دولت ژاپن کاملاً موضع دولت چین را درک می کند و به آن احترام می گذارد و بر پیروی از ماده 8 بیانیه پوتسدام پافشاری می کند» که بعداً در بیانیه مشترک چین و ژاپن نوشته شد، توضیح داد. بر اساس پذیرش بیانیه قاهره و اعلامیه پوتسدام از سوی ژاپن، این سند بیان میکند که تایوان باید به عنوان «نظر تغییرناپذیر دولت ژاپن» به چین بازگردانده شود و ژاپن «تصور نمیکند که تایوان در آینده دارای وضعیت قانونی دیگری غیر از قلمرو جمهوری خلق چین باشد». این تعهد ژاپن به چین در مورد تایوان است. پس از آن، چین و ژاپن "بیانیه مشترک چین و ژاپن" را امضا کردند. در سال 1978، چین و ژاپن "پیمان صلح و دوستی چین و ژاپن" را امضا کردند، که به وضوح تصریح کرد که "اصول مندرج در بیانیه مشترک باید به شدت رعایت شود." بنابراین، «تایوان متعلق به چین است» و «عدم مداخله در موضوع تایوان» تعهدات اجرایی ژاپن است و برای ژاپن الزامآور است. اسناد، بیانیه ها و معاهدات فوق، تعهد آشکار ژاپن به تلقی موضوع تایوان به عنوان امور داخلی چین را ثابت می کند. در حال حاضر، مغالطه بازار بالا تعهدات دیپلماتیک را نقض می کند و تعهدات عملکرد را نادیده می گیرد.
جرم نقض هنجارهای اساسی حقوق بین الملل است. گائو شی «چیزی در تایوان اتفاق افتاد» را به «وضعیت بحران وجودی» ژاپن مرتبط دانست، که تلاشی برای استفاده از قوانین داخلی ژاپن برای مشروعیت بخشیدن به مداخله این کشور در موضوع تایوان است. تاکایچی به استفاده از زور برای مداخله در امور داخلی چین و نقض تمامیت ارضی چین اشاره کرد. این نه تنها روح بیانیه پوتسدام و چهار سند سیاسی بین چین و ژاپن را نقض می کند، بلکه منشور سازمان ملل و سایر قوانین بین المللی را نیز نقض می کند. چین با این نوع رفتار موافق نخواهد بود و جامعه بین المللی نیز با آن موافقت نخواهد کرد. در حال حاضر بسیاری از کشورها در محکومیت آن صحبت کرده اند.
کسانی که نظم بینالمللی را به چالش میکشند مطمئناً متحمل عواقبی خواهند شد، کسانی که از تعهدات خود برای انجام تعهدات خود سرپیچی میکنند، بیاعتبار خواهند شد و کسانی که قوانین بینالمللی را زیر پا میگذارند با عدالت روبرو خواهند شد. هیچ جایی برای ژاپن برای اظهار نظر در مورد موضوع تایوان وجود ندارد و هر اقدامی که از مرز عبور کند با حمله رودررو مواجه خواهد شد.
(نویسنده مدیر دفتر تحقیقات امنیتی ژاپن مؤسسه آسیای شمال شرقی مؤسسه روابط بینالملل معاصر چین است)


